لودویگ فان بتهوون

لودویگ فان بتهوون(1770 تا1827) موسیقی دان و آهنگساز در شهر بن آلمان متولد شد.از همان کودکی استعداد موسیقیاییش آشکار بود.در ابتدا توسط پدرش به سختی و بصورت فشرده آموزش داده می شد.سپس نزد کریستیان گوتلوب نیفه، موسیقی را آموخت. بعد از آن در سال 1792(22سالگی) به وین مهاجرت کرد و در آنجا آهنگسازی را نزد یوزف هایدن آهنگساز معروف اتریشی آموخت .او سپس به عنوان یک پیانیست چیره دست شهرت پیدا کرد. بتهوون به شدت تحت تاثیر سبک موسیقیایی جوزف هایدن و موتسارت بود. او در طول زندگی هنری‌اش حدود ۳۰۰ اثر خلق کرد که 9 سمفونی،5 کنسرتو پیانو،1 کنسرتو ویولن،32 سونات پیانو، 16 کوارتت زهی و اپرای فیدلو جزئی از آن ها هستند.

بتهوون از حدود سال 1800 به کم شنوایی مبتلا شد. وضعیت جسمانی بتهوون تا سال 1811 با ناشنوایی تقریباً کامل، وخیم‌تر شد و او به همین دلیل از اجرای موسیقی و حضور در مجامع عمومی خودداری می‌کرد. بتهوون بعد از دوری گزیدن از اجتماع، بسیاری از تحسین‌برانگیزترین آثار خود مانند سمفونی‌های بعدی،موسیقی مجلسی و سونات های پیانو را در دوره پایانی زندگی‌اش بوجود آورد. نبوغ بتهوون با حس بیگانگی او از جامعه (که ناشی از ناشنوایی و رنجی بود که در طول زندگی‌اش با آن درگیر بود) همراه بود و باعث خلق آثاری متفاوت در موسیقی شد.

بتهوون به دلیل افکار نوآورانه و رمانتیکی که داشت، نقشی اساسی در انتقال موسیقی دوره کلاسیک به دوره رمانتیک ایفا کرد.دوران بتهوون را به‌عنوان اوج موسیقی کلاسیک و شروع رمانتیک توصیف می‌کنند.او نوع آوری های زیادی در موسیقی داشت که تمام این ها باعث شد که او به عنوان اولین آهنگساز دوره رمانتیک نام گیرد.از جمله:

.مدولاسیون های زیاد

.حرکت دورانی بر روی یک تم

.طولانی کردن موومان ها از طریق گسترش و کدا

.جایگزینی اسکرتو به جای منوئه

.گنجاندن مارش عزا و موسیقی آوازی در سمفونی

.استفاده بیشتر از تغییرات نوانس نسبت به موسیقی دوره کلاسیک

.ارکستراسیون نوآورانه و رنگ آمیزی جدید ارکسترال

فعالیت بتهوون به‌عنوان آهنگساز، معمولاً به دوره‌های اولیه، میانی و پایانی تقسیم می‌شود. دورهٔ «اولیه» حدوداً تا سال ۱۸۰۲ ادامه دارد، دورهٔ «میانی» سالهای ۱۸۰۲ تا ۱۸۱۲ را شامل می‌شود و دورهٔ «پایانی» از ۱۸۱۲ تا زمان مرگ او در سال ۱۸۲۷ است.

دوره اولیه:در این دوره آثار بتهوون از سال 1795 تا 1800 طولانی تر از حد معمول بود.موسیقی او در این دوران اغلب شامل احساسات دراماتیک با استفاده از داینامیک شدید،تغییر تمپو و هارمونی کروماتیک بود.

دوره میانی (قهرمانانه): این دوره از سال ۱۸۰۲، اندکی پس از بحران شخصی‌اش که در ارتباط با ناشنوایی به وجود آمده بود، آغاز شد. این دوره حاوی آثاری با مقیاسی بزرگ هم از نظر مدت زمان و هم از نظر حجم ارکستر بود، که بیانگر روحیه قهرمانی و مبارزه است.همچنین رمانتیک‌ترین آثار بتهوون نیز دراین دوره خلق شدند که تأثیر زیادی بر آهنگسازان قرن نوزدهم گذاشتند.

دوره پایانی:در این دوران بتهوون به مطالعه آثار آهنگسازان قدیمی از جمله یوهان سباستین باخ و جورج فردریک هندل پرداخت.سپس به کمک این ها سبک جدیدی را پدید آورد که آن را دوره پایانی می نامند.

بتهوون از حدود سال ۱۸۱۵ تا لحظهٔ مرگش، آثاری به مراتب باشکوه‌تر را ثبت کرد و سبک او به سمت خلق آثاری به‌شدت شخصی حرکت کرد. سونات پیانوهای آخر او در اوج دقت نوشته شده‌اند و آخرین کوارتت زهی او نیز دارای تکنیک پیچیده بود و از نظر اجرا بسیار مشکل.

رفتارهای جسورانه و گستاخانه بتهوون در شهری مانند وین که مظهر نظم و انضباط بود شگفت‌انگیز بود. که این به دلیل روحیات او بود( ریشه‌های این موضوع را می‌توان در آثاری مثل سمفونی شماره 7 جستجو کرد). با این حال کنگره وین او را مایه افتخار اروپا می دانست و در جشن‌هایی که در این دوره برگزار می‌شد، بتهوون نقش زیادی داشت. پادشاهان و شاهزادگان نیز خیلی به او احترام می‌گذاشتند .بتهوون به‌خاطر افکار آزادی‌خواهانه اش هرگز شهر وین را دوست نمی‌داشت و حتی یک بار نیز در حدود سال ۱۸۰۸ تصمیم گرفت که این شهر را ترک کند. اما وین شهری بود که منبع درآمد زیادی داشت و شاهزادگان و عاشقان موسیقی، بزرگی و عظمت بتهوون را درک می‌کردند و مانع از ترک او از این شهر شدند زیرا این مسئله را مایهٔ ننگ شهر خود می‌دانستند که نتوانسته اند بتهوون را نزد خود حفظ کند.

یک نظر

  • ناشناس گفت:

    بسیار عالی است

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    error: Content is protected !!